قهرمان ميرزا عين السلطنه
3473
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىآيند طالقان . در فشندك شبى مانده از راه بالا طالقان مىروند به كجور ( سوارى كه عدل الممالك نوشته بود فرار كردند همينها بودند . ) سيف اللّه خان محرمانه گفته بود كه امير اسعد از اين مسئله خيلى واهمه و ترس كرده است . حساب كوره - وضع گون شنبه 25 رجب - من از بس روز و شب فكر مىكنم و سبيلهايم را پيچوتاب مىدهم ديگر سبيل برايم باقى نمانده . دستىدستى طورى ايران را خراب كردند كه وضيع و شريف ، غنى و فقير آنى و دقيقهاى راحت نيست . هركه هرچه دارد بايد صرف امنيت خودش بكند . چقدر من پول گرفتم تمام را خرج آدم و اسب كردم . اين امير اسعد چه مبلغ منافع ملك دارد همه را به همين راه صرف نموده و باز راحت نيست . تا توى مبال با تفنگ و تپانچه مىرود . حرف در اين است به جاى آنكه روزبهروز بهتر شود بدتر مىشود . در مادهء من كه اين قسم است . اول سال مثل كوره كه حساب براى فلانش مىكرد من اين اجارهء گون مراتع را يك مبلغ كلى و نفع هوائى كه به هيچجا و هيچكسى ضررى ندارد تصور مىكردم . گذشته از آنكه چيزى تاكنون به من عايد نشده دشمنهاى زيادى پيدا نمودم كه مزيد و علاوه ديگران شده . ديروز حمزهعلى و ولى را آوه فرستادم پاك و صاف رشوندها جواب كردند كه هيچكس فلانى را صاحب ملك خودش نمىداند ، حالا حرف ملك ديگرى را مىزند . ما از افراسياب خان حكم داريم و محال است شما را راه بدهيم . اين رشوندها در اين مدت بلوا و اغتشاش الموت دشمنى با ما نكردند اگرچه دوستى هم ننمودند ، نه عداوت كردند نه حمايت . اسباب اينطور فراهم شده كه حالا با من اعلى عدو شده و مثل سعيد نظام هم در شهر رفيق شيخ محمد على بشود . گچلات وركيها دوست بودند حقيقت هم دوست بودند ، براى خاطر گچلات اگرچه اصلاحى شد اما باز اطمينانى ندارم و از ترس هنوز امر نكردهام به گچلات بروند . اينها به جاى خود ، اين گروهها چه فريبى به ما دادند و چه منافعى مىبرند دود از كلهء من برخاسته مىشود . من شرط كردهام هرجا بروند يك نفر آدم من باشد . ملا عيسى را در ايلان و وناش همراه عباس خان فرستادهام محمد حسين زواركى را در كلهچال و گچلات . به آنها سفارش كردهام درست از كم و كيف اين كار اطلاعات تحصيل كنند .